محمد رضا واليزاده معجزى

571

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

گرفته بار خود را به مقصد مىرسانيد و حامى و حافظ كاروان هر مقدار كالا و هر مبلغ پول دلش مىخواست ، از تجار مىستاند و بستگى به ميزان انصاف و مروت او داشت . با اين همه نابسامانىها و ناراحتىها ، در داخل شهر خرم‌آباد اهالى مرفه و آسوده بودند و كسى را ياراى تجاوز به مردم و دزدى و غارتگرى يا بريدن دكان‌ها نبود . لكن در اين اواخر كه سرتاسر لرستان دستخوش هرج و مرج شد و اكثر عشاير از طريق دزدى و غارتگرى زندگى مىكردند ، در داخله خرم‌آباد هم سلب امنيت و آسايش از مردم شد و در هر شب چند دكان را مىبريدند و سرانجام صاحبان دكان‌ها و مغازه‌ها تصميم گرفتند كه در آخر روز امتعه و اشياء دكان‌ها را به خانه نقل كنند . نقل اشياء دكان‌ها مدت‌ها ادامه داشت و اين كار پرزحمت و خسته‌كننده را صاحبان دكان‌ها به منظور حفظ اموال خود را از دستبرد سارقين مجبور بودند هر روز انجام بدهند . عمل مزبور موجب شد كه اين دفعه دزدها به خانه‌هاى مردم هجوم بياورند و واقعا محيط خرم‌آباد ديگر براى مردم قابل زندگى نبود . زيرا مسئول خانوار ناچار بود براى حفظ اموال خودش از سر شب تا طلوع آفتاب كشيك بدهد و به محض غفلت اموالش را سارقين مىبردند . اين سال‌هاى سياه و نكبت‌بار كه به كلى مردم خرم‌آباد را از ادامه زندگانى در شهر خود مأيوس كرده بود ، به قدرى طاقت‌فرسا بود كه اهل شهر چندبار مصمم شدند كه شهر را تخليه كرده و به نقاطى خارج از لرستان بروند و براى اين كار با سران قوم و به ويژه بزرگان دو طايفه والىزاده و چاغروند مشورت كردند ولى اشخاصى كه با پايتخت سروكار داشتند ، به اهل شهر مژده دادند كه دولت ايران درصدد اعزام قوا به لرستان مىباشد و به اين هرج‌ومرج خاتمه خواهد بخشيد . در اين هنگام رضا خان زمام ايران را به دست گرفته و اكثر نقاط كشور را امنيت بخشيده و اينك آن موقع فرارسيده كه لرستان و خوزستان يعنى دو قطعه جدا شده از خاك ميهن را عملا به ايران ملحق و به ناامنى و هرج‌ومرج آن خاتمه دهد . ضمنا لازم مىداند خوانندگان را توجه دهد كه در همين موقع كه لرستان در لهيب ناامنى مىسوخت در ناحيه پشتكوه لرستان كه به والى پشتكوه سپرده شده بود ، چنان امنيتى برقرار بود كه در متمدن‌ترين كشورهاى دنيا نظير نداشت . اين بود وضع امنيت لرستان و خرم‌آباد كه يكى از مواد برنامه دولت ايران و حكام وقت بود و كاملا تشريح كرديم كه چگونه از هر طرف عرصه بر مردم تنگ شده بود . اكنون مىرويم بر سر مسأله وصول ماليات و اجراى آن : هرگاه بخواهيم كيفيت وصول